تبليغاتX
گلادیاتور& پرنسس




















گلادیاتور& پرنسس

من دفن خواهم شد

زیر اوار کلمات

من دفن خواهم شد

با پیشرفت این شعر

روح من از حرارت این کلمات

از دوزخ علامتهای مکرر سوال

از نشانه های بهت و خیرگی

که مدام ته هر عبارت تکرار می شوند

و از سنگینی واژه ی درماندگی

خرد خواهد شد

د ر م ا ن د ه

خواهد شد

(مصطفی مستور)

پی نویس:"این یک شعر معمولی نیست"

نوشته شده در 88/08/06ساعت 13:19 توسط | |

يکروز وقتى کارمندان به اداره رسيدند، اطلاعيه بزرگى را در تابلوى اعلانات ديدند که روى آن نوشته شده بود: "ديروز فردى که مانع پيشرفت شما در اين اداره بود درگذشت، شما را به شرکت در مراسم تشييع جنازه که ساعت 10 در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنيم." در ابتدا، همه از دريافت خبر مرگ يکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند، امّا پس از مدتى کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پيشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده، که بوده است. اين کنجکاوى، تقريباً تمام کارمندان را ساعت 10 به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعيت زياد مى‌شد، هيجان هم بالا مى‌رفت. همه پيش خود فکر مى‌کردند: "اين فرد چه کسى بود که مانع پيشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!" کارمندان در صفى قرار گرفتند و يکى يکى نزديک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد

 

...

 

آينه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصوير خود را مى‌ديد. نوشته‌اى نيز بدين مضمون در کنار آينه بود:

"تنها يک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نيست جز خود شما. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد زندگى‌تان را متحوّل کنيد. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقيت‌هايتان اثر گذار باشيد. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد به خودتان کمک کنيد. زندگى شما وقتى که رئيستان، دوستانتان، والدينتان، شريک زندگیتان يا محل کارتان تغيير مى‌کند، دستخوش تغيير نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغيير مى‌کند که شما تغيير کنيد، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسی هستید که مسئول زندگی خودتان می باشید. مهمترین رابطه ای که در زندگی میتوانید داشته باشید، رابطه با خودتان است. خودتان را امتحان کنید، مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن ها و چیزهای از دست داده نهراسید. خودتان و واقعيت‌هاى زندگى خودتان را بسازيد. دنيا مثل آينه است، انعکاس افکارى که فرد قوياً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است."

نوشته شده در 88/06/25ساعت 23:2 توسط | |

افسانه شخصی انسان ممکن است به آن سادگی که به نظر میرسد نباشد به هیچ وجه، حتی ممکن است به انجام دادن کارهای خطرناکی نیاز باشد. وقتی عزم به چیزی میکنیم انرژی های نیرومندی را بکار وا میداریم و دیگر قادر به کتمان معنای واقعی حیات از خودنیستیم وقتی عزم به چیزی میکنیم گزینشی میکنیم وبهایی میپردازیم.دنبال کردن رویاها بهایی دارد ممکن است مارا به ترک عادتهای قدیمی ملزم کند ممکن است برایمان مسائلی درست کند و ممکن است باعث نومیدی شود.

اما قیمت هرقدرهم بالا باشد به زیادی قیمت زندگی نکردن بر اساس افسانه شخصی نیست زیرا روزی به پشت سر و کارهایی که انجام داده ایم نگاه میکنیم و صدای قلب خود را می شنویم که میگوید:""عمرم را هدر دادم""

باور کن این بدترین چیزی است که ممکن است بشنوید.

بخشی از کتاب مکتوب(پائولو کوئیلو)

نوشته شده در 88/06/23ساعت 21:58 توسط | |

من که همیشه فراموشت می کنم، من که همیشه بد قولی می کنم، من که همیشه یه جای کارم توی دوستیمون می لنگه... پس تعجب نکن، تعجب نکن اگه ایندفعه هم همینجوری یهویی یادت افتادم. خودت که میدونی ترس و اضطراب و درد و بیماری و ناامیدی و هر کوفت زهرمار دیگه، هرکدوم هروقت که میاد سراغم بلافاصله یاد شریک تنهایی هام می افتم که تو خوشی اصلا محلش نمی ذارم. پس تعجب نکن و گرچه هیچوقت ازت اجازه نمی گیرم و زود شروع میکنم به حرف زدن، ایندفعه رو با اجازه تو رفیق!

بدجوری توی این روزهای سخت پر از کار و کلی ... از دل فلانی در بیار و حواست باشه فلانی رو ناراحت نکنی و چرا فلانی اینجوری گفت یا من بد شنیدم و چرا فلانی اونجوری برداشت کرد و من اصلا منظورم این نبود و... هزارجور درگیری ذهنی دیگه، گیر کردم. نمیخوام ازت که آرزو برآورده کنی واسم که آخرش همه چی خوب تموم شه و اینا؛ چون برام فرقی نمیکنه و میدونم بالاخره اونی که تو می خوای، که بهترینه، اتفاق می افته. نمیخوام ازت در کنارم باشی چون می دونم هر لحظه هستی. تو کارت درسته! من یه جای کارم لنگ داره. کمکم کن، ازت غافل نشم یه وقت؛ که خودت می دونی اونوقت چه بلایی سرم میاد...

پی نویس: این فقط یه دل نویس بود که همینجوری ریخت بیرون؛ یه دل نویس برای تو، ای کسی که من هستی. اگه برات بد می نویسم ببخش رفیق، امشب که شب قدره...دل منه دیگه؛ یه جای کارش لنگ داره...

نوشته شده در 88/06/19ساعت 13:46 توسط | |

- شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب.

- شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند.

- شهر هرت جايي است که درختها علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشين ها راحت تر برانند.  

- شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند.

- شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند.  

- شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند.

- شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن تا زود برسن سر کار؛ تا کار کنن وپول تاکسي شونو در بيارن.

- شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريال هاي تلويزيوني رو توي کاخها مي سازن.

- شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه.

- شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي.

- شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي.

- شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام ميدي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن.

--شهر هرت جایی است که کسانی با یه شعر بی ربط و گفتن "دوستت دارم" نمی دونم می خوان خودشونو گول بزنن یا دیگرونو... اما خودشون هم می دونن که دیگه هیچی پشتش نیست...

 

 خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست ...!!!؟؟؟!!!!!!!!

 

نوشته شده در 88/05/26ساعت 15:53 توسط | |

آدمک آخردنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک ساده نشی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

بخدا مثل تو تنهاست بخند

نوشته شده در 88/05/24ساعت 0:54 توسط | |

انگاری تو تنگ این دنیا جای یه ماهیه

نوشته شده در 88/05/10ساعت 14:27 توسط | |

 

 

 

نوشته شده در 88/05/02ساعت 0:8 توسط | |


Design By : Night Skin